لیست اشعار : شعر

وجیهه نوزادی

هرجا می‌روم 
با من می‌آیی
و حالا به آبیدر رسیده‌ای
مردهای کُرد قلیان می‌کشند
و چیزی شبیه شعر در من غلیان می‌کند
مردی از کوچه‌های ناصر‌خسرو  می‌گذرد
لا‌به‌لای دودها
و کافه‌های تهران...

مشاهده کامل شعر
م. مؤید

نباشی اگر
شعر     گمانه‌زنی‌ست نه بیش
مگر     رگه‌ای از تو     برآید
و راه را بگشاید
گردِه‌ی شکوفِه‌ی درختِ یافت.

مشاهده کامل شعر
مهدی ریحانی

شاخه گلی که روی میز بود و 
لیوانی که به سرش زده بود 
گلدانی باشد با نیمه‌ی پُرآب 
و نیمه‌ی باز پُرتر از هوایی که اطراف را می‌پایید 
و آن عکس تکیه داده به دیوار 
که چنان آشنا بود 
که انگار من 
یا...

مشاهده کامل شعر
میرعماد موسوی

شعری‌ست در باران، که شاعرها نمی‌دانند، 
در شعر می‌خوانند: عابرها، نمی‌دانند! 
بغضی‌ست بی‌تکرار، در نم‌واژه‌ای تب‌دار 
کفری‌ست رؤیایی، که کافِرها نمی‌دانند 
افسانه گویِ وسعتِ تخدیریِ درد...

مشاهده کامل شعر
باقر یگانه

چرخ می‌خورد در هوای خیالی گشاده، چرخ می خورد در هوایی دورانی، که پیش چشم است و نقش 
می‌گیرد. درخیالی که برق می‌تاباند تیغش را. چرخ می‌خورد و در زمان‌ها شناور است؛ آه، لمس دست و بوسه بر تیغه، گاه‌گاه! سینه‌ای نخواهی درید، یا گلویی برید....

مشاهده کامل شعر
باقر یگانه

صدای اول؛

سپیده که می زند
کشیده می‌شوم بر آب‌ها
بوته‌های لای صخره‌ها
به روی دست‌هام پناه می‌برند
و می‌شنوم این جمله‌ها را؛ (... 

(جهان مقدس است 
بهبود نمی‌یابد)
همراهم، سر در...

مشاهده کامل شعر
حسن بهرامی

بساز این خانه را با چندتا آجر كنار هم
كنارش كومه‌ای با پنج‌شش چادر كنار هم

كه آویزان شود بر چاردیوار اتاقت باز
دولول و پنج‌تیر و بِرنو و سرپُر كنار هم

چه می‌خواهد مگر یك روستا تا روستا باشد
بجز یك گله‌اسب و چندتا آخور كنار...

مشاهده کامل شعر
مریم جعفری‌آذرمانی

ورق می‌زنم عکس‌های تو را، که سرزنده و شاد می‌ایستی
در آیینه‌ی دوربین، مثلِ خواب، سزاوار و آزاد می‌ایستی

من امّا اسیرم به بی‌عکسی‌ام؛ ببین گوشه‌ی خنده‌هایم کج است
زنی اهلِ ویرانی‌ام، پس چرا، به پای من، آباد...

مشاهده کامل شعر
پوپک مجابی

نمی خواهم که در کلاف  راه‌ها سر در گم شوم
بسا خستگی‌ها که بر دوش دارم
مرا همچون شیئی به کنجی نهاده و از یاد رفته
 رها کنید...
«میلاد» از کتاب «نشاط» اثر اونگارتی

کسانی می روند
و کسی...

مشاهده کامل شعر
حسین غیاثی

شعرمون مُهرِ غضب خورده رئیس 
روزگارمون به شب خورده رئیس
انتخابمون رکب خورده رئیس

غم وبال دلِ تنگمون شده
زندگی میدون جنگمون شده

دل بده ما دلمون خونه رئیس 
حالمون بدجوری دآغونه رئیس 
کبکمون خروس نمی‌خونه رئیس

...

مشاهده کامل شعر
شهریار خسروی

از رد شدن‌هایِ در عبورم

از فرو‌رفتن‌هایِ در غرقم

                       از این‌ها حرف می‌زند سی‌و‌سه‌پل با من

 

نگاه می‌کنی پُلَم؟

پل...

مشاهده کامل شعر
صابر شریفی

از پشتِ سرم چیزی نمی‌دانم 
و او که روبه‌رویم ایستاده 
گذشته‌ام  را می‌بیند

ایستاده‌ام  کنار پنجره 
زنی 
نامش را 
در مشتش گرفته و دارد 
از قلبم بیرون می‌زند

چکّه...

مشاهده کامل شعر
علیرضا کیانی

میلاد توست امشب و چون سال‌های قبل
از کیکتان دوتکه جنون می‌رسد به من
ما وارثیم... وارث عشقی که مرده است
سهم تو شد شراب و توتون می‌رسد به من

لعنت به من که دشمن یک مرد دیگرم
نفرین به تو که آن طرف شرع ساکتی
من عاشقم! اگر‌چه مرا حکم...

مشاهده کامل شعر
منصور اوجی

هرچه کاغذِ سفید در جهان و هر کجاست
برده/ می‌برد مرا به عرصه‌ی خیال
و سرایش کلامِ دل‌پذیر؛ شعر.
*
کو، قلم کجاست؟
بنگرش اسیر پنجه‌های باد
کاغذی که درخور سرایش سرود‌های تازه‌ی من است.
کو، چه شد، کجاست؟
رفت ای...

مشاهده کامل شعر
سیروس نوذری

مکالمات


-چگونه ببینم آنچه را که نمی بینم؟
-تماشای باد کن .


-کجاست تاریکی ؟
-آن‌جا که ریشه های ما.


-چه بر جای می گذاری؟
-نیستی‌ام را .


-تکیه گاهت کجاست؟
-اندوه...

مشاهده کامل شعر
علیرضا نسیمی

بند یک: لخت‌ها، درخت‌ها، بند رخت‌ها، لباس‌ها
چرک‌مرده‌ها، تانخورده‌ها، خوب‌ها، سرشناس‌ها

دو: اتاق‌های بسته... تاق‌های بسته... های بسته... بس
یا همین که نه! همین که چی؟ همین سوال‌ها و انعکاس‌ها

...

مشاهده کامل شعر
فرامرز دهگان

دوشیزه‌های خودتَرَکان
سطرهای سوختارِ شدید
کم‌کم حضور ساده‌ی کرم و
نرمای صورتی شُش
سینوس چرکیِ x 
اجرای بی‌دوباره‌ی گاومیش
ثبت گرای معکوس
در  گرنیکای خور
نیزار سوخته را بردار
بیا سر اطلسی بیا
...

مشاهده کامل شعر
حسین مکی‌زاده تفتی

چرا که    من    می بینم
فرا رسیدن   آن    صخره    را   و     اوست   پاسخ     تردیدها
صخره. شاهد. بیگانه
ت. س. الیوت/ شعر «صخره»

نه این صخره آب...

مشاهده کامل شعر
مجید لباف‌خانیکی

عشق او داستان مرموزی‌ست، همه‌جا رنگ اضطراب زده
مثل عیسی صلیب را بوسید، هر که نان را در این شراب زده

لیلی شعرهای امروزم، ادبیات را نمی‌فهمد
و گل آفتابگردان هم، کرم ضد‌آفتاب زده

باز خورشید من اسیر شده، قعر زندان ابرهای سیاه
مثل آن...

مشاهده کامل شعر
ابوالقاسم ایرانی

بگذار  
      کور شوم
شلی  که
      کور هم باشد،
تقطیع  شعرش
    آسان‌تر
دیوار را که
        می‌گیرد و 
         ...

مشاهده کامل شعر