شماره هفتم
ماهنامه ((وزن دنیا))
یک دریچه آزادی
سرمقاله

 

گیرنده:

 

خوانندگان وزن دنیا

روزگار پرتنش و فرزی شده و مصائب فراوانش هم که مدام به سمتمان گسیل میشود و فرصت تأمل و تمرکز و توقف را از ما میگیرد. طی همین یکماه و اندی که از شماره ی ششم گذشته، مرگ فرزتر از زندگی دست به کار شده و داغ رفتن مهدی اخوان لنگرودی، سیروس مشفقی و علیرضا راهب تازه است بر دلمان. دیگر آدم رویش نمیشود بگوید روحشان شاد، که هر سه غمگنانه و غریبانه رفتند در این دورانی که مرگ همه گیرتر و نزدیکتر از همیشه سایه به سایه مان می آید و حتی دشوار است رفقا جایی گرد هم آیند و در غم عزیزان سوگواری کنند. باری، این است که در چشم برهم زدنی یکسال از تأسیس نشریه گذشت و ای دل غافل! اصلاً نفهمیدیم چگونه گذشت. این شد که گفتیم در این شماره که کم وبیش همزمان با یک سالگی مجله روی پیش خان می آید حرف هایی بزنیم با شمای خواننده که تنها تکیه گاه و مایه ی امید و دلخوشی گردانندگان «وزن دنیا» هستید. پس برویم سر اصل مطلب.

 

ما از همان شمارهی نخست مجله وعده دادیم که تلاشمان را به کار ببندیم تا شماره به شماره بهتر و بهتر شویم. نه که حالا بخواهم به سیاق اعتراف بگویم نتوانستیم یا نخواستیم بهتر شویم، اما این روزگار پرتنش و فرز و آن مصائب کذاییاش از ما پیش افتادند و اگرچه از کلیت کارمان ناراضی نیستیم و کم نگذاشته ایم، با آن شکل آرمانی مدنظر خودمان هنوز فاصله داریم. نیک هویداست که ترمیم و تغییر و ارتقای کیفی مجله به طور ناگهانی و یک روزه و یکشبه میسر نیست. اما آهسته و پیوسته میشود پیش رفت. در این مدت نقدها و نظرات و تشویق ها و ملامت های شما خوانندگان عزیز هم چه مستقیم و چه غیرمستقیم به ما رسید و کلی مفید فایده بود. گفتیم تحسین ها را تعارف تلقی کنیم و به خودمان نگیریم و ملامت ها را به جان بخریم، هر چند ذات ملامت شنیدن این است که اولش آدم را دمغ میکند، اما از آن شوک عاطفی که بیرون بیایی به فکر میافتی و حرفهای حساب را غربال میکنی و به کار میبندی.

 

حالا که حرف از ملامت مستقیم و غیرمستقیم شد، درددلی هم بکنم و بعد بروم سراغ باقی ماجرا. هر از گاهی از طریق دوستان و همکاران به ما خبر میرسد که فلانی در فلان صفحه ی مجازی به شما تاخته و آن یکی در فلان مطلب به مجله و مدیرمسئول و سردبیر و صدر تا ذیلش ناسزا گفته و این حرفها. من چند موردی را شخصاً دنبال کردم و اتفاقاً دیدم حرفها و نقدهای خوبی داشته اند و می شود در مسیری که داریم این هشدارها را مدنظر قرار دهیم. مثلاً یکی از رفقای باکمالات و قدیمی در حاشیه ی نقدی که بر کتابی نوشته بود، همان اول کار خوش داشته بود بد و بیراه ی هم نثار ما کند، یا یکی که از همه تندتر بود، خیلی سلبی و با واژگانی نامؤدبانه به ما نسبت هایی داده بود که البته باز هم ایرادی ندارد. نکته در اینجاست که اگر دل دوستان برای شعر و ادبیات این روزگار می تپد و ما را نالایق میدانند یا مجله از نظرشان ضعف های اساسی دارد، طبیعی ترش آن است که اول از همه به خودمان بگویند. حتی فحش را هم اگر مستقیم به خودمان بدهند که اثرش برای طرفین بیشتر است. پس من حق خودم و رفقای فعال در این نشریه میدانم که گلایه کنم از دوستان و دشمنانی که داعیه شان سینه زدن زیر علم ادبیات و بهبود شرایط موجود است، اما نقدشان را از ما دریغ میکنند و با خودمان در میان نمیگذارند تا کمکی کرده باشند و گویا به زدن ما و چه بسا ریشه کن کردن ما راضی هستند و خب اگر چنین است که فعلشان با ادعایشان تناقض دارد. ما پذیرای نقدها و پیشنهادها و همکاری ها هستیم. این یک تعارف و شعار کلیشه ای نیست. از روز اول هم همه را دعوت کردیم به آشتی و همکاری. در آستانه ی یک سالگی وزن دنیا بار دیگر این استدعا را تکرار می کنیم و دعوایی هم با کسی نداریم اگر حرفش حق و حتی تا حدودی ناحق باشد. مگر آن که مسئله اش شخصی باشد که آن وقت ماجرا دیگر ربطی به ادبیات نخواهد داشت.

 

عرض میکردم که تصمیم گرفتیم به ترمیم و تغییر و کارمان را هم شروع کرده ایم. اول از همه رفتیم سراغ بخشی که اصل موجودیت مجله به آن وابسته است، یعنی شعر. در طول شش شماره ای که منتشر کردیم، بیشترین نقدها و اعتراض ها به کیفیت اشعار مندرج در مجله بود و ما هم تصمیمی سخت اما اساسی گرفتیم که شعرها را امتیازبندی سفت وسختی کنیم و شعری که از حد میانگینی که برایش در نظر گرفته ایم امتیاز پایینتری گرفت، کنار بگذاریم. برای اینکه در این قضاوت فقط متکی به سلایق و علایق خودمان هم نباشیم، از مشاوره هم بهره میگیریم تا به نوعی کسی بیرون از ساختار مجله هم بر کارمان نظارت کند. البته می دانیم عواقب و عوارضی هم در پی خواهد داشت و دوستان و همکاران زیادی ممکن است برنجند و باورشان نباشد غرضی در کار نیست الا غنی تر شدن بخش شعر. در عین حال از نوبت پیش از تعداد استانهای تحت پوشش در هر شماره هم کاسته ایم که هم خروجی مان با اقتصاد مجله بخواند و هم دقت و تمرکزمان بالاتر برود. همچنین برای بهتر شدن پرونده های وزن دنیا هم برنامه های مفصل و سنگینی داریم که البته بهتر است پیش پیش چیزی نگوییم و منتظر باشیم تا بازخورد این تغییر و ترمیم ها را در آرای شما خوانندگان همراه ببینیم. در ضمن، ما با امکانات محدودی که از نظر اقتصادی و نیروی انسانی داریم، طبیعتاً در شناسایی استعدادهای شعر و نقد کشورمان به کمک شما نیازمندیم. پس اول اینکه شاعران خوب دورو برتان را به ما معرفی کنید. دوم اینکه اگر دوستانی در حوزه ی نقد دست به قلم هستند و دوست دارند با ما همکاری کنند، حتماً به ما ایمیل بزنند و حوزه ی تخصصشان را نیز با ما در میان بگذارند تا بتوانیم با کمک آنها مطالب بهتری برای پرونده های آتی مان تدارک ببینیم. چشم امیدمان از هر نظر به شماست. ناامیدمان نکنید.

 علی مسعودی نیا