شعر معاصر ایران دستکم در دو بزنگاه مهم تاریخی نقشی بیش از یک بیان هنری و کنشی هنرمندانه را بر عهده داشته، یا گرفته است: انقلاب مشروطه و مبارزات دامنهدار سیاسی از دههی ۲۰ تا انقلاب ۵۷. همین رسالت جبری یا اختیاری تاریخی که بر دوش شعر ما بوده، گواهی است بر آن که تعریف، هدف، فحوا و تأثیر سرایش شعر در کشورمان همواره معنایی متفاوت از مبناهای بوطیقایی و تاریخ ادبیاتی و مکتبشناسانه داشته است.

ادامه

اما حافظه ام به تفاهم رسیده است با احساساتم که دیگر نه کشیدگیِ ساق هایت و نه عمقِ کریستین دیورِ پنجاه میلت حجمِ...

                   برای دریاچه‌ی خشک‌شده‌ی زادگاهم اورمیه امروز نخستین...

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است وقتی که برداشتم از سطحِ چهره حرف‌ام را و پوست‌ام بریده‌شد از قبل از قبل از این‌که آغاز...

           بۆ مشتێ دڵتەنگیی کچانی شەنگال و ئێمە   کە ژن  کراسی تەکاندە زەریاوە ...

امشو که فرگ تی تو وستم  برگت قلمی نها و دستم امشو قلمم کلو ایگرده  دل دین تو لو به لو ایگرده  چی لیوه ای دایما و پیته ...

برمانم ازین چریدنِ امن از زوزه‌های خونی زیر پوستم درم بیار بدرانم ازین روز‌گرگی و شب‌برّگی ازین ترادف ناقص كه زن یعنی زن...

نباشی اگر شعر     گمانه‌زنی‌ست نه بیش مگر     رگه‌ای از تو     برآید و راه را...

هرجا می‌روم  با من می‌آیی و حالا به آبیدر رسیده‌ای مردهای کُرد قلیان می‌کشند و چیزی شبیه شعر در من غلیان...

شعرخوانی مریم جعفری آذرمانی

علی آموخته‌‌نژاد
امیرمهدی عرفانی
معصمومه یگانه
محمد عدیلی
لیلا پورکریمی
حسین مکی‌زاده تفتی