اعضای تحریریه

دیگر اعضا

اشعار منتخب ...

به گلوله گفتم برگردد
فریادش را
و‌ یادش را در پوکه جا بگذارد
و بگذارد قلب من برای عشق
و برای آ
زا
...


ادامه شعر
دهان خونی

بگو تمامش کنند 
فقط 
این دست‌ها که می‌تنند روی تنت  
چشم‌های مرا می‌کَنند 
ادامه شعر

خلیج

ﺍﺯ ﻣﻮها ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ
ﭘﻨﺪﺍﺭ ﻏﻤﯽ ﮐﻪ داشت ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺵ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ
ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻋﺼﺎﺭﻩ‌ﯼ ﮔﯿﺎهاﻥ
ﻭ ﺻﻤﻎ ﭼﺴﺒﻨﺎﮎ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ،...


ادامه شعر
ﺍﻋﺘﺼﺎب

آه ای غرور متصل به غم
آه ای همیشه خنده‌های کم
آه ای عبورهای دم به دم
تا کجا خیال را رها کنم

بادبادکم به هر...


ادامه شعر
آه ای غرور متصل به غم

از تو نه، از روزهای سطر خاطرت، روایت عاشقانه‌ای‌، در پیش است‌، از گذ‌رگاه عشق و، تا رواق تنهایی‌ات
زنی گمشده...


ادامه شعر
از تو نه

ترس از تراس پایین
پایان مقاومت در جریان مقاوم باد
مقاومت در خطوط بی سبب جان
جان کندن از ساقه 
ساقه به...


ادامه شعر
روایت چوبه

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است
وقتی که برداشتم از سطحِ چهره حرف‌ام را
و پوست‌ام بریده‌شد از قبل
از قبل از...


ادامه شعر
این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

 كلاه را از سر آزادی برمی‌دارم
نگاه كن
كیست كه این‌گونه جان خود را به بازی گرفته باشد؟
به آسمان و دریا نگاه...


ادامه شعر
كلاهی بر سر آزادی

سفر به سرزمین رویاهایت چندان که ساده نیست، صبحی ساده و
یاد حسی ساده‌تر اما، اینک سر در هوای خلوتی از سهم همه‌ی...


ادامه شعر
سفر به سرزمین رویاهایت

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن،
آه از این‌همه ظلمتِ بی‌چراغ،
آه از این همه عَزا، عَزا، عَزا...!

هذا......


ادامه شعر
آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

درآمد

عمران صلاحی کمی پیش از کوچ بی‌گاهش، مهرگان ماهی به شیراز آمد،با عنایت سمیعی،حافظ موسوی، محمد صنعتی، شمس لنگرودی و همراه...


ادامه شعر
در باغ


دست‌هایش را بسته بودند
که شعر ننویسد
و سایه‌اش بر دیوار
شعر بود

گفت: 
سایه‌ها...


ادامه شعر
سیم‌های یک بمب ساعتی

در من
زن‌های زیادی زندگی می‌کنند
که یک زن است
بلوطی بالابلند
که شیهه می‌کشد
در جاده‌ی...


ادامه شعر
ماهِ فراموشکار

می‌توانی باشی
آن وقت
«سوناتِ مهتاب» است
که از پنجره
بر پیكر برهنه‌ی تو می‌تابد
و...


ادامه شعر
می‌توانی باشی

           بۆ مشتێ دڵتەنگیی کچانی شەنگال و ئێمە 

 کە ژن 
کراسی تەکاندە...


ادامه شعر
کراسەکەت بتەکێنە لە زەوی و تۆز و تینوویەتی

تک نگاری ها

ما ملتی سانسوری هستیم

و دیار برای یار دلتنگی

عباس صفاری

دلم می‌سوزد

شهریار وقفی‌پور

در جدال با فراموشی

علی ثباتی

بر یاقوت‌های خون

علی یاری

صبحِ بی‌فصول در آفرینشِ صافیِ شب

سید حمید شریف نیا