اعضای تحریریه

دیگر اعضا

اشعار منتخب ...

گُنگ
خیره
خوابْ‌گَرد.

بی‌حرف
بی‌دَرا
بی‌درد.
بیار... میان‌گشوده‌ی...


ادامه شعر
گُنگ

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن
چیزی‌ست چون پرندگى و پر نخواستن
تا شانه‌هاى چون تو زنى هست نیستم
حلاجِ بد...


ادامه شعر
بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

ﺍﺯ ﻣﻮها ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ
ﭘﻨﺪﺍﺭ ﻏﻤﯽ ﮐﻪ داشت ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺵ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ
ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻋﺼﺎﺭﻩ‌ﯼ ﮔﯿﺎهاﻥ
ﻭ ﺻﻤﻎ ﭼﺴﺒﻨﺎﮎ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ،...


ادامه شعر
ﺍﻋﺘﺼﺎب

می‌توانی باشی
آن وقت
«سوناتِ مهتاب» است
که از پنجره
بر پیكر برهنه‌ی تو می‌تابد
و...


ادامه شعر
می‌توانی باشی

1
گرگ بر بام
منتظرِ ماه است
و كودك در حیاط
به تاریكی فكر می‌كند
كه هر چقدر از آن بترسد
تمام...


ادامه شعر
سه شعر برای گرگ و ماه

زیرپوست شهر، زخم کهنه‌ای
نفس می کشد و، دستی ازهزاره‌ی روان پریشانت، سطرساکت خاموشی  را  برمی‌چیند...


ادامه شعر
زیرپوست شهر

( نور می‌آید.)
رقصانده گِردِ آتش
بدون رعایت فاصله
کنار هر زن راحل
مُرده گرگی ایستاده دو پا
دمیده در...


ادامه شعر
برای سحر

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم
دیوانه کرده گرگ‌ها را بوی خونم
بر آینه ناخن کشیدم‌... وهمی آرام
بیرون زد از...


ادامه شعر
من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

نباشی اگر
شعر     گمانه‌زنی‌ست نه بیش
مگر     رگه‌ای از تو   ...


ادامه شعر
برای احمدرضا احمدی

درآمد

عمران صلاحی کمی پیش از کوچ بی‌گاهش، مهرگان ماهی به شیراز آمد،با عنایت سمیعی،حافظ موسوی، محمد صنعتی، شمس لنگرودی و همراه...


ادامه شعر
در باغ

دفترچه‌ی خاطراتی کوچک
نام او زندگی‌ست
و شناسنامه‌ای بی‌اعتبار با مهر باطل
نام او مرگ است
انسان...


ادامه شعر
بمب

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت
نه با من از غم و اندوه بى‌شمارش گفت
بساط كودكى آورد و گرم شد سرمان
همین كه گرم شد...


ادامه شعر
نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

این قطعه را بفرست به ولادیمیر 
به سطل پر از خونابه‌های اتاقش 
و بگو حساب می‌کند خودش - خودم  
که...


ادامه شعر
فهرستِ خونی

با تلویزیون
درباره‌ی مسائل خانوادگی حرف
  می‌زنم
دستم در یک کاسه است
با یخچال
روزی
با...


ادامه شعر
با تلویزیون

تک نگاری ها

نهنگی که خواب دریا را برآشفت

شاعری در رویای مرمت انسان

علیرضا بهنام

از خون جوانان وطن

سعید کریمی

ما ملتی سانسوری هستیم

و دیار برای یار دلتنگی

عباس صفاری

دلم می‌سوزد

شهریار وقفی‌پور