شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

امانگاه روشنایی

از بَسِ سایه خوابیده آفتاب در

خلوت عصر

بر پیشانیت، یا که دریایی شاید

برده تنی از حضورت،

 

به انتهای خیال سایه

جا که منحنی‌ست بر گرد خویش

تاریک.

 

چه سپید تنت

پیداست،

باد که باخته دل و موجی از برف

خالی اقیانوس را پوشانده

-نه که بهمنی آید

گلی روید شاید-

 

حال آفتاب تابیده

و سایه اینبار

 خوابیده

نه گلی

نه آبی

و نه پیشانی‌ای

امانگاه روشنایی.

فرشاد ارشادی

تک نگاری

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

در خبرهای شبانه

در خبرهای شبانه

احمدرضا احمدی

اغوش نخل ها

اغوش نخل ها

میترا اکرمی