شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از سکوت صدای باران

از سکوت صدای باران، تا آن‌همه، آشوب خاموش مشتی عاشقانه‌های از‌دست‌رفته،چه هیاهوی جامانده‌ی سردی می‌گذرد، تاریک‌روشن خاکستری شهر  حرفی برای گفتن ندارد، شگفتا‌! تو ازسمت روزهای خیالت پیر و پیرتر می‌شوی، به‌راستی شهروند کدام جغرافیای از‌یاد‌رفته‌ای؟کمی هم به ریشه‌های گمشده ‌ات، سفرکن.

محمود معتقدی

تک نگاری

پادشاه غزل معاصر

پادشاه غزل معاصر

هادی خوانساری

بر بام گردباد

بر بام گردباد

مهدی خطیبی

شعرها

زخم در میان چاقوها

زخم در میان چاقوها

امیررضا وکیلی

با جامی برکف 

با جامی برکف 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

امشو که فرگ تی تو وستم 

امشو که فرگ تی تو وستم 

 اقبال طهماسبی گندمکاری

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده