شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تنها یکبار می‌توانست

تنها یکبار

می توانست

در آغوشش کشند،

و می دانست، آن گاه

چون بهمنی فرو می ریزد

و می خواست

به آغوشم پناه آورد

نامش برف بود

تنش، برفی

قلبش از برف

و تپشش

صدای چکیدن برف

بر بام های کاهگلی

و من او را

چون شاخه یی

که زیر بهمن شکسته باشد

دوست می داشتم.

بیژن الهی

تک نگاری

شعرها

 اما ترافیک تردد گوزن‌ها به سوی ماه

 اما ترافیک تردد گوزن‌ها به سوی ماه

مظاهر شهامت

تدفین

تدفین

داوود سعیدی

سیم‌های یک بمب ساعتی

سیم‌های یک بمب ساعتی

گروس عبدالملکیان

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور