شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تنها یکبار می‌توانست

تنها یکبار

می توانست

در آغوشش کشند،

و می دانست، آن گاه

چون بهمنی فرو می ریزد

و می خواست

به آغوشم پناه آورد

نامش برف بود

تنش، برفی

قلبش از برف

و تپشش

صدای چکیدن برف

بر بام های کاهگلی

و من او را

چون شاخه یی

که زیر بهمن شکسته باشد

دوست می داشتم.

بیژن الهی

شعرها

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

شهرام میرزایی

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

شرجی یک کابوس!

شرجی یک کابوس!

شهرام شهیدی

ویدئو