میان ما و آن‌ها
فاصله، نام یک گل محلی‌ست
آن‌ها که بالا می‌رفتند
به سمت ییلاقاتِ بالادست
و بره‌ها را مثل برف، روی شانه می‌بردند
حالا از ابرها بالاترند
از آخرین زنبقِ وحشی که زنگوله‌اش را تکان می‌دهد
از آخرین نام گلی که در حافظه‌ی کندوهاست
حالا رسیده‌اند به چراگاه بزرگ
و بره‌ها را در خواب ِما  رها  می کنند...

کلمات کلیدی : شعر | مجله شعر |

 شاعر : عاطفه ترحمی
سایر اشعار این شاعر