شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

میان ما و آن‌ها

میان ما و آن‌ها
فاصله، نام یک گل محلی‌ست
آن‌ها که بالا می‌رفتند
به سمت ییلاقاتِ بالادست
و بره‌ها را مثل برف، روی شانه می‌بردند
حالا از ابرها بالاترند
از آخرین زنبقِ وحشی که زنگوله‌اش را تکان می‌دهد
از آخرین نام گلی که در حافظه‌ی کندوهاست
حالا رسیده‌اند به چراگاه بزرگ
و بره‌ها را در خواب ِما  رها  می کنند...

عاطفه ترحمی

تک نگاری

شعرها

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

در ساعات معینی از شبانه‌روز

در ساعات معینی از شبانه‌روز

مظاهر شهامت

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

مهدی فرجی

من حواسم همیشه پرتِ توئه

من حواسم همیشه پرتِ توئه

احمد امیرخلیلی