شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

میان ما و آن‌ها

میان ما و آن‌ها
فاصله، نام یک گل محلی‌ست
آن‌ها که بالا می‌رفتند
به سمت ییلاقاتِ بالادست
و بره‌ها را مثل برف، روی شانه می‌بردند
حالا از ابرها بالاترند
از آخرین زنبقِ وحشی که زنگوله‌اش را تکان می‌دهد
از آخرین نام گلی که در حافظه‌ی کندوهاست
حالا رسیده‌اند به چراگاه بزرگ
و بره‌ها را در خواب ِما  رها  می کنند...

عاطفه ترحمی

شعرها

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی

تهران

تهران

محمد ویسی

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن