شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

میان ما و آن‌ها

میان ما و آن‌ها
فاصله، نام یک گل محلی‌ست
آن‌ها که بالا می‌رفتند
به سمت ییلاقاتِ بالادست
و بره‌ها را مثل برف، روی شانه می‌بردند
حالا از ابرها بالاترند
از آخرین زنبقِ وحشی که زنگوله‌اش را تکان می‌دهد
از آخرین نام گلی که در حافظه‌ی کندوهاست
حالا رسیده‌اند به چراگاه بزرگ
و بره‌ها را در خواب ِما  رها  می کنند...

عاطفه ترحمی

تک نگاری

شعرها

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

شهرام میرزایی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

گم کرده بودم

گم کرده بودم

مریم فرجی

بِالْفَحْلـَگی

بِالْفَحْلـَگی

جمال‌الدین بزن