شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جمعه از دهان تقویم

جمعه از دهان تقویم
روز از ساعت هفتِ صبح
و من از چشمان تو
افتاد.
یک لایه بهت ضخیم و شورابه‌های اشک
سهمی که برداشتم از خالی تو
و یک هلال محو سرخ بر گوشه‌ی شال سبز به گاهِ
 پاک کردن بوسه‌گاهم از گونه‌ات.
چه تنانه زن بودم در تنیدن
چه مردانه استوار بودی در بدرود.
آیا شنیده‌ای زنی حسادت کند به آچار؟
به تعمیرگاه؟ 
به ساعتی که هرروز هفت صبح ورود کسی را می‌بیند؟ 
ایستادم روبه‌روی تمام دوربین های مدار بسته‌ی جهان 
فریاد زدم با لبانی خاموش: «من همسری داشتم که سهم شما نبود!»...

سپیدا محسنی

شعرها

اثمر ابراهیمی

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی

تنها صداست که می‌ماند

تنها صداست که می‌ماند

فروغ فرخزاد