شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در پرسپکتیو شعری

در پرسپکتیو شعری

ایستاده است

مرگ!

و خنجر چهارگانه‌اش را

در سیاهیِ به جا مانده از ما فرو می‌کند

 

گلوله‌های مست

بی‌وقفه دور سر خودشان می‌چرخند

و مدام روی تن ما به زمین می‌خورند

 

جنگ اما یک نفر است

که دو طرف میز نشسته

و پیک‌هایش را

به سلامتی ما

محکم‌تر به هم می‌زند!

نرجس خالوئی

شعرها

تکرار

تکرار

محمد زندی

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی