شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گیسوی رها از درد

...

گیسوی رها از درد
بر سپیدی خواب
ارغوان جانت را 
گریسته است
چون ماه!
ندایِ سپیده را منتشر کُن بر شفق.

ای مرگ!
عدوی زیبایی!
برای آب هم
قبور فراوان
فراهم کرده‌اید.

بهنود بهادری

شعرها

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

سید حامد معراجی

کراسەکەت بتەکێنە لە زەوی و تۆز و تینوویەتی

کراسەکەت بتەکێنە لە زەوی و تۆز و تینوویەتی

عطا ولدی