شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اغوش نخل ها

نیمه‌شب
اگر هوای آغوش نخل‌ها به سرم زد
 چه کنم؟
می‌دانستی 
نخلی را اگر بغل بگیری
بیدار می‌شود؟
خم می‌شود
تا نگاهت کند
به تو زل می‌زند
و نامت را از چشمانت می‌خواند
می‌دانستی
نخل‌ها هم عود می‌نوازند
گوشم را هر بار به تنه‌ی نخلی چسباندم
نوای عود را شنیده‌ام
نیمه‌شب
اگر هوای آغوش نخل‌ها به سرم زد 
چه کنم

میترا اکرمی

شعرها

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

برادر

برادر

امیررضا وکیلی