شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

روایت چوبه

ترس از تراس پایین
پایان مقاومت در جریان مقاوم باد
مقاومت در خطوط بی سبب جان
جان کندن از ساقه 
ساقه به انگشت 
به سرو 
در انتهای چنارهای پایان خیابان که نوستالژیک 
در پیوند با اعضای مرده‌­ی جان­اند
در انضمام جهانی خراشیده   تراش­خورده    دفرمه
که فرم، بی‌جانی مذاب لحظه است به انضمام
که فرم، جان لحظه است
و من مقاومت مرده­ی انگشت در بی‌­سببی 
بادم که حسنک بر چوبه را چون چوبه بر حسنک تراشیده‌­ام
شنیده‌­ام 
صدا را در اهتزاز گلویی خراشیده 
نشسته بر تختگاه تهی
شَسته‌ام
و تخت را در اهتزار بازو و ساق
عطری­ست که پوستم را خشک کرده و انبان کاه 
که تازیانه بر پاهای چوب‌ه­ام
چوب‌ه­ام
چوب‌ه­ای که منم 
بر حسنک

امین رجبیان

شعرها

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

تو تمام رفتگان منی

تو تمام رفتگان منی

فرناز فرازمند

تقویم پاییزی

تقویم پاییزی

بکتاش آبتین