شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

روایت چوبه

ترس از تراس پایین
پایان مقاومت در جریان مقاوم باد
مقاومت در خطوط بی سبب جان
جان کندن از ساقه 
ساقه به انگشت 
به سرو 
در انتهای چنارهای پایان خیابان که نوستالژیک 
در پیوند با اعضای مرده‌­ی جان­اند
در انضمام جهانی خراشیده   تراش­خورده    دفرمه
که فرم، بی‌جانی مذاب لحظه است به انضمام
که فرم، جان لحظه است
و من مقاومت مرده­ی انگشت در بی‌­سببی 
بادم که حسنک بر چوبه را چون چوبه بر حسنک تراشیده‌­ام
شنیده‌­ام 
صدا را در اهتزاز گلویی خراشیده 
نشسته بر تختگاه تهی
شَسته‌ام
و تخت را در اهتزار بازو و ساق
عطری­ست که پوستم را خشک کرده و انبان کاه 
که تازیانه بر پاهای چوب‌ه­ام
چوب‌ه­ام
چوب‌ه­ای که منم 
بر حسنک

امین رجبیان

شعرها

رؤیایی آن سوی روزگاران

رؤیایی آن سوی روزگاران

نصرت‌الله مسعودی

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

مگس

مگس

علیرضا آبیز

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

فرینوش عسگری