شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

عجیب نیست اگر ایستاده می‌میرد

...

عجیب نیست اگر ایستاده می‌میرد
درختْ عاشق و آرام و ساده می‌میرد
نه زیر صاعقه و برف، با همان شاخه
که بار و حاصل و برگی نداده می‌میرد
یکی‌دو بار نه، صد بار نه، تبر که رسید
درخت با هر برگی که زاده می‌میرد
شبی به‌دستِ همان مرد خسته‌ی کوهی
که زیر سایه به او تکیه داده می‌میرد
زنی که نیمه‌ای افراست، نیمه‌ای شاعر
شبانه سر به بیابان نهاده می‌میرد
به خوابش آمده، در یک طلوع سرخابی
شبیه گنجشکی بین جاده می‌میرد
بهار می‌رود و «کل من علیها فان»
چو تیر سر برسد، بی‌اراده می‌میرد

پونه نیکویی

شعرها

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

پنجره

پنجره

فروغ فرخزاد

 ساکن یک جهان آواره

ساکن یک جهان آواره

فاطمه شمس

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر