شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

امید موهوم

در دور‌دست  
دود از دودکش خانه‌های چوبی 
امید موهومی‌ست 
و من بر سورتمه‌ای نشسته‌ام 
که قرار است 
سمت روشنای تو گیرد 
گوزن‌ها اما 
سرگرم شامگاه و  
گل‌سنگ زیر برف‌ها هستند.
 

سعید اسکندری

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

گزارش یک جشن

گزارش یک جشن

ستار جانعلی‌­پور

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی