شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

برگشتم 

برگشتم 
تاریکی پیش از من به خانه رسیده بود
این سیاهی غلیظ خودش را به همه‌جا مالیده بود و 
تو نبودی 
نبودنت بیشتر از نبودن بود 
تنهایی خودش را در رگ‌هایم به پیش می‌برد 
مثل تو که آرام، راهت را باز کردی و کم‌کم از دهلیزهایم گذشتی 
از مغزم 
از چشمانم 
از دهانم 
من تو بودم 
من تو شده بودم 
در این تاریکی بی‌ربط تو نبودی‌،جهان بود اما تو نبودی
زندگی راهش را رفت و برنگشت 
شبیه تو که رفتی و برنگشتی

سامان بختیاری

شعرها

فروبارِ عیشِ وِلَرم

فروبارِ عیشِ وِلَرم

سیدعلی صالحی

دوایین نامه

دوایین نامه

اسماعیل عظمی

چهارراهِ نظر...

چهارراهِ نظر...

مجتبی دهقان

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری