شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 بهار را گَزیدن از تو 

 بهار را گَزیدن از تو 
 فقراتِ زبرجد 
 بر انصافِ صباست . 

 آن‌که بر مخملی پوسیده 
 لای دو شیشه می‌وزید  
 عرشِ مَحرم
 در قرنیه‌های دوخته می‌جنباند

 تو   
 بر زبانِ بلقیس 
 باغ‌های بی‌شماری 
 و توت‌های وحشی
 از پرزِ معابدِ سرخِ تو 
 می‌سوزند 

 ای دروازه‌ی دهانت  
 عقوبتِ نکشیده 
 به شش ستونِ رُخام!  
 هدهدی بر تاجِ سبا می‌خواند
 شهدِ‌چشم‌های مرا 
 کسی چون تو 
 به کندو نبرده است. 

نازنین آیگانی

شعرها

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

ویدئو