شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

گیسو افشان به موازاتِ مادیان

به سوارانِ سُریده از سر زلف

بگو که یالِ کوه بگیرند

مادر زبان نمیداند

لام تا کام لای ملحفه

لب به مردان ایل و از گردنه بالا

پایین از دامنه

آب مروارید چشم هاش

در تن تمام صدفهای یائسه، گریان

بگو که سر بگذارم به زانوان

که سر به بیابان

جوگندمِ موهای مردی

به خواب میبَرد مزارع گندم به داس

رنگ گلوی تو میوزد باد

رنگ گلوی تو میزند باران

بی گلو دف میزند زنی میان کفن

لب اگر به مویه وا کند

صدا اگر کند کمان

بگو از کجای کفن بگیرمش به دندان

فهیمه جهان آبادی

تک نگاری

بی‌فاصله از حجم

بی‌فاصله از حجم

سیدحمید شریف‌نیا

شعرها

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

اثمر ابراهیمی

همین که این در وامانده باز باز شود،

همین که این در وامانده باز باز شود،

محمود صالحی‌فارسانی