شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ما گمشده‌­ایم

دروغی که از حقیقت تلخ‌­تر است
و رنجی که می‌­تواند زخم‌­های کهنه را باز کند

لب می­‌بندم و
می‌­نشینم پشت آهی که می­‌ماند و
                                                   برنمی‌­آید
رها‌شده‌­ام در تاریکی
و روزگار دیگر به رنگ گذشته نخواهد گذشت

گمشده‌­ام میان زخم‌­ها و خاطره­‌ها
می­‌خواهم پنهان شوم
پشت بوته‌­ای انبوه
زیر چمنی بلند 
درون سنگی که از تنهایی سخت­‌تر است
اما بیابان است
بیا!
پیدایم کن!

مه­‌آ محقق

شعرها

فَروَرگانِ چشمِ تو 

فَروَرگانِ چشمِ تو 

نازنین آیگانی

محمد انتظاری

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان