شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ای رفته به تاراج، سراسیمه‌ی حیران

سراسیمه ی حیران
به: حسین منزوی


ای رفته به تاراج، سراسیمه‌ی حیران
وی دست شقاوت‌زده‌ی بی‌گل و بی‌نان!
ای روز به‌روزت، همه دلگیرخزانی
وی فصل به فصلت، همه درگیر زمستان!
ای تابش خاموش فراموش گذشته
وی سوخته‌ی زخم زبان‌های خیابان!
دیروز غزل‌ریز تب‌آلودجوانی
امروز غم‌آمیز شب اندود پریشان
خورشید زمین‌خورده‌ی دلمرده‌ی رنجور
بشکوه فروریخته‌ی بی‌سروسامان!
از نام تو، جز در پس یک شعر نمانده
ای نام تو نان‌آور فردای رفیقان!
از نام تو ای دوست، ای از باقی عمرت
یاران گران‌جان تو هر لحظه گریزان!
گفتی که «اگرعشق نبود...» آه نمی‌بود
عشق، ار تو نبودی به سراپرده‌ی ایمان
من با تواَم ای شاعرمن، ای همه‌ی من
ای عمر تو منظومه‌ی تنهایی انسان‌!
 

مهرداد محمدی

تک نگاری

شعرها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی

تو میوه‌های منی 

تو میوه‌های منی 

محمد شمس لنگرودی

 از گپ با درخت نارنج

از گپ با درخت نارنج

حامد پورشعبان

خلیج

خلیج

امین رجبیان