شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به او که مرا به تئاتر می‌برد. در به تاریکی رها می‌کند.

با چشمانی که تمامِ...

پاهای پریدن
آماده‌ی سقوط در خویش_ دفن شاخه‌ها می‌شود
صدای نپریدن_...

شعرها

الماس

الماس

م. مؤید

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی