شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کوچه هم اگر باشم نامی ندارم

 

کوچه هم اگر باشم نامی ندارم

نشان به آن نشان که سر مرتعش سایه‌ای

افتاده بر شانه‌ی دیوار روبه‌رو

پس یحتمل کنار آمده باشم با تاریکی

که این‌گونه بی‌تفاوتم به نور سیگارهای باریک

بی‌دلیل به یاد بیاورم چشمان تو را هم که سگ داشت

با پایی زخمی و لنگان

 که پناه آورده بود به پستوهام

چرا زخمش را نلیسیدم

آخ از آن سگ

آن سگ زخمی ...

ابراهیم عادل‌نیا

شعرها

در ساعات معینی از شبانه‌روز

در ساعات معینی از شبانه‌روز

مظاهر شهامت

شانم داوەتە بەر خۆر و

شانم داوەتە بەر خۆر و

میلاد امان الهی

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی