شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن
چیزی‌ست چون پرندگى و پر نخواستن
تا شانه‌هاى چون تو زنى هست نیستم
حلاجِ بد سلیقگىِ سر نخواستن
در خصلت كدام درخت است، بى‌خزان
پیراهنى ز برگ سبك‌تر نخواستن
اى شبروِ كویر به سوى سراب صبح!
نا آشنا به سیرىِ دیگر نخواستن!
می‌خوانمت به خویش بدون گریزگاه
عقل است و خیرخواه تَر از شَر نخواستن
چشمت دروغگوست بیاموز بعد از این
تمرین خواستن نكند در نخواستن
موسایىِ تو عامل فرعونى من است
معجز كن اى تفرعُن «باور نخواستن»
 

مهدی فرجی

تک نگاری

شعرها

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

محمود بهرامی