شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و لحن آب انگار

و لحن آب انگار
خواب مرده‌ای را در خویش،حل کرده است
که کلام پریشانش را 
در ریشه‌ی گیاه می‌گستراند
به شیوه‌ی خاموش سنگ‌ها در کف و
اعلام حضور پری سوخته
در دهان گرداب
چگونه نسیانش شکل می‌گیرد در اشیاء
و گویش چکاوک آرام می‌خرامد
در تحلیل سکوت


این‌جا جاذبه‌ی جنون هست و
سردر‌گمی کلافی
که بر‌می‌گردد
به اجداد آب
 

حسین کدخدایی

شعرها

هم ‌بغض!

هم ‌بغض!

محمدعلی بهمنی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد