شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

حفره‌ی عمیق

هیچ‌وقت دست به جام نزد
ردیف آوازها را نشنید
شعری از ریلکه نخواند
بی اعتنا از روبه‌روی تابلوهای مینیاتور گذشت
از روی اسلیمی فرش‌ها
برای دریایی که نمکزار شد
اشکی نریخت

حالا که لکه‌های سیاه 
دورش را گرفته‌اند
و حفره ای عمیق
زیر پایش رفته‌رفته باز می‌شود
شناسنامه‌اش را نشان می‌دهد
اعتراض می‌کند
فریاد می‌زند.

رضا چایچی

تک نگاری

شعرها

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

فهیمه جهان آبادی