شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آه، ‌ای سپیده‌دمِ سیاه

...

آه، ‌ای سپیده‌دمِ سیاه
تا کی گریه کنم؟
پس این شکوه‌ی شور‌بختی،
کی به زانو در خواهد آمد؟
ای سپیده‌دمِ سیاه
با من بگو
از روشنای دروغینی که در دل دارم؛
و بدان عشق می‌ورزم.
با آخرین کلماتت به من بگو 
که «خورشید،
خیمه‌شب‌بازِ  قهاری‌ست.
و زمان
تمامِ بوسه‌ها را با خود برده است.»
تا به تاریکی برگردم.
به منشأ انسان،
به همان وعده‌ی نداده شده،
اما تار به تار زیسته شده.
بگو که «من،
بلوغ تاریکی،
و آشیانه‌ی مرگم.»

مجتبی کلام‌زاده

تک نگاری

در میکده‌ی برف

در میکده‌ی برف

سهراب مختاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شعرها

رحیل

رحیل

بهاره فریس‌آبادی

تاریکی اشاره می کند: «تو»

تاریکی اشاره می کند: «تو»

نادره جلادت

ای دوریِ نزدیک

ای دوریِ نزدیک

هادی میرزانژاد موحد

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی