شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نشسته‌ام پشت در خانه‌ات

نشسته‌ام پشت در خانه‌ات
دخیل بسته‌ام 
باز کن قفل زنگ زده ی بیرحم  بسته به پایم را
باز کن قفس‌های طلایی خاورمیانه را
شرق اگر شرق باشد
اشراق از جایی
چای را دم می‌کند
زن را می‌فهمد
تن را می‌شناسد
می‌داند گیس بافته هم قفلی دارد
برای باز شدن
کلید را گذاشته‌ام روی رف 
موهایم
این تارهای مجعد بیقرار را 
دریاب
دری ببین دنده‌هایم
قلب که ندارم
قلب‌های شکسته را یکجا گذاشته‌‌ام 
کنار هم
هر تکه اسمی دارد
بر وزن نامت
بر وزن صدای قفل‌ها
روزی شکسته دور میدان می‌رقصند
 

لادن نیک‌نام

تک نگاری

شعرها

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

ویدا حمیدی