شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آدم‌ها که به خیابان می‌ریزند

آدم‌ها که به خیابان می‌ریزند
تنها یکی با ضربان قلبت کوک‌ست
تا شوقی   
اتاق‌ات را آبی بکشد
و شبیه کسی که نمازش را نخواند
فکر کند
چیزی گم کرده است
و هی غرق کلماتی باشد
که شاید
روزی سنجاق عاشقانه‌های جهان شود!
درست شکل بهار 
که امسال هم
 از درخت سیب بالا رفت
تا به یادمان بیاورد
هر اتفاقی
 تاریخ مصرفی دارد
جز دوست داشتن.
از خدا پنهان نیست
از تو چه پنهان
انسان نمی‌تواند
همیشه من باشد.
باید به جلد درخت برود
دوباره شود
جوانه شود
و در جمهوریِ دونفره
نقش خدا را
عاشقانه‌تر
بازی کند.

کیوان ملکی سوادکوهی

شعرها

سی و پنجمین تیغ توی تنم

سی و پنجمین تیغ توی تنم

اندیشه فولادوند

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

تو رفته‌ای 

تو رفته‌ای 

سارا خلیلی جهرمی

ویدئو

خیمه شب باز

خیمه شب باز

سعدی گل‌بیانی