شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آن دختر

...

آن دختر،
یک بادبادک بود
چه دوریِ شکوهمندی داشت
آن دختر،

یک نقطه شد
بر امتداد سایه‌اش در بی‌زمانیِ من

نخ تمام شد
آن دختر،

رفت
قرقره‌اش ماند در دستم
می‌گردانم وَ می‌گردانم وَ می‌گردانم

آسمان را کشیدم
به زمین آغشته شد
ستاره‌ها نیز به مانند آن دختر،

رفتند
و در آستانه این درگاه، جنازه‌ها و ابرها بازماندند
روزی هر دو می‌بارند
بر این دیوار‌های بی‌خانمان می‌بارند
رسیده و نرسیده می‌بارند

مهدی مجیدی

شعرها

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

کبری موسوی‌قهفرخی

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن

جای امن

جای امن

واهه آرمن

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

مجید عزیزی