شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و ما سه نفر بوديم

...

و ما سه نفر بوديم
در دهليزی رو به غروب 

ساكن در جغرافيای دَوَرانی

 كه دائم نقش اجداد خود را 
در آسمان ترسيم می‌كرديم

تن‌های گرم و نوری كمابيش مرموز 
از لای اين پرها
 كه می‌بينی و بالا می‌گيری

اما در چشم‌های هم كه نگاه می‌كنيم
مبادله‌ی اين تن‌ها به لرزه می‌اندازدمان

روی ديوارهای روبه‌روی هم جهدی كرديم و 
شقيقه‌ی مچاله‌ی‌ خود را در ادامه خوانديم

علیرضا سردشتی

شعرها

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

یک تفنگ 

یک تفنگ 

مجتبی هژبری

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی