شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و ما سه نفر بوديم

...

و ما سه نفر بوديم
در دهليزی رو به غروب 

ساكن در جغرافيای دَوَرانی

 كه دائم نقش اجداد خود را 
در آسمان ترسيم می‌كرديم

تن‌های گرم و نوری كمابيش مرموز 
از لای اين پرها
 كه می‌بينی و بالا می‌گيری

اما در چشم‌های هم كه نگاه می‌كنيم
مبادله‌ی اين تن‌ها به لرزه می‌اندازدمان

روی ديوارهای روبه‌روی هم جهدی كرديم و 
شقيقه‌ی مچاله‌ی‌ خود را در ادامه خوانديم

علیرضا سردشتی

شعرها

 روی برعکس جهان بایست!

روی برعکس جهان بایست!

سارا مؤیدی

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

گاهی به این‌جا می‌رسم

گاهی به این‌جا می‌رسم

محمود معتقدی