شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و ما سه نفر بوديم

...

و ما سه نفر بوديم
در دهليزی رو به غروب 

ساكن در جغرافيای دَوَرانی

 كه دائم نقش اجداد خود را 
در آسمان ترسيم می‌كرديم

تن‌های گرم و نوری كمابيش مرموز 
از لای اين پرها
 كه می‌بينی و بالا می‌گيری

اما در چشم‌های هم كه نگاه می‌كنيم
مبادله‌ی اين تن‌ها به لرزه می‌اندازدمان

روی ديوارهای روبه‌روی هم جهدی كرديم و 
شقيقه‌ی مچاله‌ی‌ خود را در ادامه خوانديم

علیرضا سردشتی

تک نگاری

گل فندق

گل فندق

کیوان نریمانی

شعرها

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

شهرام میرزایی

برادرم دیشب درگذشت

برادرم دیشب درگذشت

عبدالله علوی