شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در آغاز «الف» بود

...

در آغاز «الف» بود
و سی‌و‌یک حرف دیگر
که بر دلم سنگینی می‌کرد
و شهری که بیابان‌وار
زیر ستیغ آفتاب می‌سوخت
«ب» مرا به یاد برادران یهودایم می‌انداخت
«پ» پدری که ترکم کرده بود
و «ث» مثلث تنگ خانواده
که باید از آن بیرون می‌زدم
به «ج» بی‌اعتنا بودم
به جماعت هم‌رنگی
که با ریشخند بدرقه‌ام می‌کردند
در آن جمعه‌ی طولانی
من پا در راهی بی‌بازگشت گذاشته بودم
و «ت»ی تنهایی
چون تاجی از خار بر سرم می‌درخشید
نوشتم «س»
و روبه‌رویم سنگلاخی گسترده شد
نوشتم «ک»
و از کوچه‌های باریک
و تودرتوی الفبا گذشتم
نوشتم «ص»
و صلیب را با خود کشاندم
و نفس‌نفس‌زنان
از تپه‌ی شعر بالا رفتم.

مانا آقایی

تک نگاری

شعرها

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

فرینوش عسگری

در جهانی دیگر

در جهانی دیگر

مهستی حسینی

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی