شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شنیدم که
عشق مرده است... 

پس چرا باید نوشت؟! 
 وقتی سعادت من این است،
 صدای مرگش را نشنیده 
 هنوز برای حق‌آبه‌ی درختان فندق
 زنی را درود می‌فرستم

بر شانه‌ی خاک یله کرده‌ایم 
شراب بیضا بیاور در بزمِ ما 
که در چرانیدنِ طاووس 
حقیقتی بود که منصور ندید

این پیشه‌ی پدرم بود 
که زیر چشم 
به ابدیت آفتاب می‌خندم
به عشق که مرده است 
به یافتن سپیدار در جنگل فندق.

محمد انتظاری

شعرها

خوش آمدی به جهانم به این پری‌خانه

خوش آمدی به جهانم به این پری‌خانه

سیده تکتم حسینی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

ویدئو