شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اگر لختی در این ساعت…

اگر لختی در این ساعت
طوفانِ شن آرام می‌گرفت
پیدایش  می‌کردیم

مثلِ ما زیاد پیدا می‌شد
در زمین و آسمان
زیرِ آفتاب   زیرِ ماه
می‌دویدند   می‌پریدند   غوطه می‌خوردند در آب و خاک

و گاهی یکی که معلوم نبود بود یا نبود
با سیمای ما
از میانِ ما می‌رفت
از بالماسکه‌ای با ماسک‌های مثلِ هم

و گاهی که شن‌های این ساعت  فرومی‌ریختند
دوباره رودخانه‌ی خود را جاری می‌انگاشتیم
انگار ما هر بار
پا در همان رودخانه می‌گذاشتیم

چهره‌هامان را هزار بار شُستیم
اما طوفانِ شن
از ما تندیسی ساخته بود و با خود جابه‌جا می‌کرد

انگار ما هیچ‌گاه
پا در آن رودخانه نگذاشتیم

شهاب مقربین

تک نگاری

شعرها

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

ما غلامان حلقه به گوش 

ما غلامان حلقه به گوش 

نعمت مرادی