شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اشاره

گفتم آن ستاره که حالا 
به  اشاره‌ات زیبا تر شده، 
هزار سال پیش مرده است.
بپوش 
آن کتانی قرمز را
آن مانتوی فوری
و آن شال سرسری را
به کوچه‌ی ما برو
زنگ خانه‌ی سوم را بزن تا من بیایم دم در
دستم را بگیر و به پارک ببر تا روی نیمکت بنشینیم، تماشایت کنم.
و حالا که مرا به یاد آوردی
با سر انگشتت اسمم را در هوا بنویس
یا بر آب
یا بر شیشه‌ای که می‌خواهی تمیزش کنی
تا دیده نشوم...

محسن آزادی

شعرها

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

همین که این در وامانده باز باز شود،

همین که این در وامانده باز باز شود،

محمود صالحی‌فارسانی

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب