شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اشاره

گفتم آن ستاره که حالا 
به  اشاره‌ات زیبا تر شده، 
هزار سال پیش مرده است.
بپوش 
آن کتانی قرمز را
آن مانتوی فوری
و آن شال سرسری را
به کوچه‌ی ما برو
زنگ خانه‌ی سوم را بزن تا من بیایم دم در
دستم را بگیر و به پارک ببر تا روی نیمکت بنشینیم، تماشایت کنم.
و حالا که مرا به یاد آوردی
با سر انگشتت اسمم را در هوا بنویس
یا بر آب
یا بر شیشه‌ای که می‌خواهی تمیزش کنی
تا دیده نشوم...

محسن آزادی

تک نگاری

شعرها

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن

شهر شیهه می‌کشد

شهر شیهه می‌کشد

طاهره خنیا

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

فرزانه میرزاخانی

می‌توانی باشی

می‌توانی باشی

محمود بهرامی