شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رفت آن سوار کولی، با خود تو را نبرده
شب مانده‌ است و با شب، تاریکی فشرده

...

دوباره می‌سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
...

تصویرها شد تیره در من     آیینه‌ام زنگار بسته
دل پرده‌یی از نیل و...

شعرها

صدای منی 

صدای منی 

ناهید عرجونی

بی‌وزنی

بی‌وزنی

عنایت سمیعی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور