شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کبود

اصابتِ صدا بر
عریانیِ کلمه
رفتارِ سطر را دیگرگونه می‌کند
پس  این واگویه را بلندتر بخوان
که وقتِ سرودن
شب به اشیاء سرایت کرده بود و
ماه را نگاه می‌کردند سایه‌ها
در انتظار مرگ خویش
و کسی نبود تا
شدّت فاجعه را
از روی سینه‌های غبار‌نشسته بلند کند
در قفس ماندنِ سینه
به صدا اسارت می‌دهد
و واژه‌ها را در چارچوب می‌کوبد
تا زبان
بریده 
بریده
واژه‌واژه
واژه‌های در خون غلتیده.
ای کبود!
قسم به انقباض
به عفونتِ لاله در دهان
که حرف‌ها در فک پوسیده است 
و بسته است
دری که از شکافِ آن
چارسوی دایره را 
به نظاره نشستیم.

کیوان طالبخانی

شعرها

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سیده تکتم حسینی

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

مهدی ریحانی

ویدئو