شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کبود

اصابتِ صدا بر
عریانیِ کلمه
رفتارِ سطر را دیگرگونه می‌کند
پس  این واگویه را بلندتر بخوان
که وقتِ سرودن
شب به اشیاء سرایت کرده بود و
ماه را نگاه می‌کردند سایه‌ها
در انتظار مرگ خویش
و کسی نبود تا
شدّت فاجعه را
از روی سینه‌های غبار‌نشسته بلند کند
در قفس ماندنِ سینه
به صدا اسارت می‌دهد
و واژه‌ها را در چارچوب می‌کوبد
تا زبان
بریده 
بریده
واژه‌واژه
واژه‌های در خون غلتیده.
ای کبود!
قسم به انقباض
به عفونتِ لاله در دهان
که حرف‌ها در فک پوسیده است 
و بسته است
دری که از شکافِ آن
چارسوی دایره را 
به نظاره نشستیم.

کیوان طالبخانی

شعرها

روی تخته بزرگ می نویسد A

روی تخته بزرگ می نویسد A

شهریار خسروی

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد

روشنم کن شبیه سیگارت

روشنم کن شبیه سیگارت

امیررضا وکیلی

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو