شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به آدم‌ها روی پل

شب‌های متراکم
روزهای سرازیر
و سیاره‌ی عجیبی که
در هر شبانه‌روز
یک‌بار
خودش را دیوانه می‌کند و یک بار
تعادل ستارگان را برهم می زند
با هوایی که
سرنوشت چترها را به دست گرفته است
باران که می بارد

باران که می بارد
آدم‌ها روی پل
حاشیه  می‌شوند
آنقدر که گاهی 
به سنگ می‌خورند و گاهی
افعال ماضی را
با دریا صرف می‌کنند
کوتاه که بخندی

کوتاه که بخندی
مجبور می شوم
هر روز
 کوچک‌تر از پیراهنم
روی موج‌های خاکستری
راه بروم
با موهایی که 
از باد می‌گیرم و
الفبای  رفتنت
فارسی سرش نمی‌شود

زهرا قنبرزاده

تک نگاری

شعرها

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک