شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به آدم‌ها روی پل

شب‌های متراکم
روزهای سرازیر
و سیاره‌ی عجیبی که
در هر شبانه‌روز
یک‌بار
خودش را دیوانه می‌کند و یک بار
تعادل ستارگان را برهم می زند
با هوایی که
سرنوشت چترها را به دست گرفته است
باران که می بارد

باران که می بارد
آدم‌ها روی پل
حاشیه  می‌شوند
آنقدر که گاهی 
به سنگ می‌خورند و گاهی
افعال ماضی را
با دریا صرف می‌کنند
کوتاه که بخندی

کوتاه که بخندی
مجبور می شوم
هر روز
 کوچک‌تر از پیراهنم
روی موج‌های خاکستری
راه بروم
با موهایی که 
از باد می‌گیرم و
الفبای  رفتنت
فارسی سرش نمی‌شود

زهرا قنبرزاده

تک نگاری

شعرها

سگ جان

سگ جان

کوروش جوان‌روح

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

محمود بهرامی

مالیخولیا

مالیخولیا

هادی میرزانژاد موحد