شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

عشق درگنجه‌ی چشمان زنی مستترست

عشق درگنجه‌ی چشمان زنی مستترست
که از احوال دل خون شده‌ات با‌خبرست
خوب می‌دانم و باز آمده‌ام تن بدهم
عشق رفتار کج و رابطه‌ای پرخطرست
هرچه من می‌کشم از منطق چشمان تو نیست
بلکه از سفسطه‌ی تلخ دلِ بی‌پدرست
دلخوشم خستگی‌ام پیش تو در خواهد رفت
حیف! لب‌های تو آلوده به زهر قجرست
هر کجا عشق تعارف شده سهمم سنگ است
جنس این دوره، مدرنیته‌ی عصر حجرست
بر سرِ دارم و چشمم به دو دست شبلی‌ست
زخم سنگ از طرف هم‌نفست سخت ترست
باز یوسف شدم و  صاف به زندان رفتم
برده را هرچه گران‌تر بخری دردسرست

محمد حسن‌زاده

تک نگاری

یک رومنس خانوادگی

یک رومنس خانوادگی

فرشاد سنبل‌دل

شعرها

محمد انتظاری

همه در این آینه حضور دارند

همه در این آینه حضور دارند

احمدرضا احمدی

امشو که فرگ تی تو وستم 

امشو که فرگ تی تو وستم 

 اقبال طهماسبی گندمکاری

تدفین

تدفین

داوود سعیدی