شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فهمیده‌ام به باقیِ شب‌ها امید نیست

فهمیده‌ام به باقیِ شب‌ها امید نیست
از عشق بی‌نهایتِ پوچی بعید نیست!
دشمن گرفته کشته‌ی خود را چه جای حرف؟
دشمن به هر روش که بمیرد شهید نیست
با پای من که جاده به مقصد نمی‌رسد
وقتی به روی  نقشه نشانی جدید نیست
آن کس که از نهایتِ شب حرف می‌زند
 فهمیده روز مژده‌ی بختی سپید نیست
ماندم چرا کسی که مرا رنج می‌دهد
دیگر شبیهِ آن‌که مرا آفرید نیست!

مینا سراوانی

شعرها

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

واگیری

واگیری

عبدالعلی عظیمی

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی