شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در اتاقم کسی‌ست بیگانه

در اتاقم کسی‌ست بیگانه
شکل یک مرد واقعاً ترسو
با پتو حرف می‌زند هر شب
بغض کرده به این شب اخمو

در اتاقم کسی‌ست درمانده
که از این روزگار می‌ترسد
کافکا در سرش بخار شده
دارد از دردهاش می‌رقصد

می‌نشیند به ناامید شدن
پک به پک دود می‌شود دنیا
کنج خانه رمان که می‌خواند
گریه‌اش می‌گرفت با لولیتا

می‌زند به شلوغی این شهر
حل شود در دل خیابان‌ها
عصبش را به بوق‌ها بدهد
پرت باشد به هیچ انسان‌ها

در اتاقم کسی شبیه من است
مرد مفلوک واقعاً تنها
زیر ساطور زندگی می‌کرد
توی جلدش شبیه آدم‌ها

محمد ملکشاهی

تک نگاری

نقش کتیبه ها

نقش کتیبه ها

ساتیار فرج زاده

شعرها

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

سریا داودی حموله

بمب

بمب

بکتاش آبتین