شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اندوه انبوه


لهیب تب در تن خانه
دنیای اندیشه در اندوهی انبوه
ثانیه‌ها نمی‌رسند به عقربه‌ها
در جاده‌ای ناهموار

مهار نمی‌شود
وهم شب‌های سرد
وقتی چشمان قضاوت
فرشته‌ی عدالت را
لخت می‌بیند
و به‌اندازه‌ی ذهن خط‌خطی‌اش
زندانی دارد
صدایی زار می‌گوید:
دیری‌ست به زمان باخته‌ام

دریا لیراوی

تک نگاری

شعرها

از ما دو نفر

از ما دو نفر

سعدی گل‌بیانی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

رستاخیز

رستاخیز

شقایق شاهرودی‌زاده

گفته بودی که بازخواهی گشت

گفته بودی که بازخواهی گشت

مریم حسین‌زاده