شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اندوه انبوه


لهیب تب در تن خانه
دنیای اندیشه در اندوهی انبوه
ثانیه‌ها نمی‌رسند به عقربه‌ها
در جاده‌ای ناهموار

مهار نمی‌شود
وهم شب‌های سرد
وقتی چشمان قضاوت
فرشته‌ی عدالت را
لخت می‌بیند
و به‌اندازه‌ی ذهن خط‌خطی‌اش
زندانی دارد
صدایی زار می‌گوید:
دیری‌ست به زمان باخته‌ام

دریا لیراوی

شعرها

به قلم

به قلم

نگین فرهود

فالگیر

فالگیر

محمدحسین بهرامیان

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

یک تفنگ 

یک تفنگ 

مجتبی هژبری