شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اندوه انبوه


لهیب تب در تن خانه
دنیای اندیشه در اندوهی انبوه
ثانیه‌ها نمی‌رسند به عقربه‌ها
در جاده‌ای ناهموار

مهار نمی‌شود
وهم شب‌های سرد
وقتی چشمان قضاوت
فرشته‌ی عدالت را
لخت می‌بیند
و به‌اندازه‌ی ذهن خط‌خطی‌اش
زندانی دارد
صدایی زار می‌گوید:
دیری‌ست به زمان باخته‌ام

دریا لیراوی

تک نگاری

شعرها

 قدیمی‌ها به عاشق‌پیشه، خاطرخواه می‌گویند

قدیمی‌ها به عاشق‌پیشه، خاطرخواه می‌گویند

آیدا دانشمندی

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری