شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مرا آوازی نیست

مرا آوازی نیست
سرودی نیست
خیالم
پریشان است
و خواب چشمانم
پر است از شاخه‌های بیهوده
مرا صدا بزن
زیرا در این سرا
سر من روی سنگ تنهایی است.
 مرا به باغ ببر
کو باغ؟
می‌دانم.
مرا به آشتی پروانه‌ها که خواهی برد
به چشمه‌های زلال سپیده‌ی فردا.
دلم عجیب گرفته است.
 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

تک نگاری

قربانی نبوغ

قربانی نبوغ

رضا حیرانی

شعرها

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی