شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در بحبوحه ی باران بود

در بحبوحه ی باران بود
آسمان زنّار بسته بود
دریا؛ کمانی عظیم که در چنگ احدی نبود
خود را کشیده بود تا مرز گسیختن

درخت تناوری که با تن خویش بالیده است؛
ما همه خودرویانیم
برگلشن یا گلخنی
که در گذار پیش از ما بوده است
چون رقص رنگین طلوع گیلاس بُنی مست بر خمار آب
که می‌بالد و چین به ابرو نمی‌آرد
و به عاقبت درشت تبر نمی‌اندیشد.

حمید درختیان

تک نگاری

یک رومنس خانوادگی

یک رومنس خانوادگی

فرشاد سنبل دل

آموزگار عشق

آموزگار عشق

مهدی ایوبی

شعرها

به صبحی دیگر

به صبحی دیگر

محمود معتقدی

ارغوان

ارغوان

هادی میرزانژاد موحد

 خواب تمام نمی‌شود

خواب تمام نمی‌شود

مهدی اکبری فر

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور