شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بر دوش خود مسافر مغلوب می‌برند

بر دوش خود مسافر مغلوب می‌برند
یک آسمان فرشته‌ی مغضوب می‌برند
این جاده‌ها که پر شده از ابر تیره‌اند
دارند چند کارگر خوب می‌برند
باران هنوز در تن جنگل نمرده است _ 
یک کامیون بریده‌ی مرطوب می‌برند
هیزم‌شکن، دوباره تو را دوره کرده است
آن‌ها همیشه ترکه‌ی مرغوب می‌برند
بشکن طلسم ِ کنده‌ی خود را‌، مقدر است
این‌جا شکسته‌های تو را ، خوب می‌برند
 
زیبایی تو قاتل انگور‌ها شده‌! 
مردانِ ده پناه به مشروب می‌برند

رسول کاوه

شعرها

زیر سایه‌ی یک درخت

زیر سایه‌ی یک درخت

محمدباقر کلاهی اهری

تلفن زنگ بزند

تلفن زنگ بزند

سارا مؤیدی

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد