شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سر به دیوار می‌کوبی

سر به دیوار می‌کوبی
فصل زنده می‌شود
تو جایش می‌خوابی/

این همه خونریزی در رگ‌های تو
فصل در ساق‌های پُر‌خون مادر تمام می‌شود
فصل که انتهاش نزدیک می‌شود
برگ‌های بی‌گناه می‌خواهد
گناه کنارِ خیابان است
صدای مویرگ‌هات را در فصل می‌شنوم
با دستانم گوشه‌گیر می‌شوم
گوش‌هام دیر می‌شنوند/

مادر کناره‌ها را دوست داشت
کناره‌های قالی 
کناره‌های خیابان
کناره‌ی دستانش را که می‌بوسم
عاشق مردی می‌شود 
بی‌حاشیه
که قسمتش کناره‌ی قبرستان‌ست
که هر روز پدرم 
بعد از من
در گوشواره‌های زنی 
چادر می‌زند
و دوبیتی‌های مادرم را می‌خواند و مادرم را می‌خواند 
و سراغ کناره‌های شهر را می‌گیرد/

فصل به انتها که می‌رسد
تمام می‌شود
و من در حاشیه‌ی رگ‌هات خواب می‌بینم.

مرتضی بختیاری

تک نگاری

شعرها

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

 روی برعکس جهان بایست!

روی برعکس جهان بایست!

سارا مؤیدی

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

اقبال معتضدی

روی تخته بزرگ می نویسد A

روی تخته بزرگ می نویسد A

شهریار خسروی