شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

متداول بودم در تلو
در تلوتلو
که همیشه از ادامه‌ی آهو برمی‌گردم
...

بستر را
            که جمع کنی
بدن جمع...

خرس محترمی را دوست می‌داشتم
که شانه‌ام را شخم می‌کشید
برف...

دو خورشید
از صورتت
در تمام تاریکی اتاق 

پلک زدنت
شب و روزِ...

دو خورشید
از صورتت
در تمام تاریکی اتاق 

پلک زدنت
شب و روزِ...

برگرد به قاب عکسی فلزی
که در آن مردی از فرط خنده
چشمانش بسته است
و...

تویِ قناری دویدی
گوش جهان برهنه شد.
حظِ صدای تو،
شهوت خواجگان
شروع...

تک نگاری

شعرها

شانم داوەتە بەر خۆر و

شانم داوەتە بەر خۆر و

میلاد امان الهی

من حواسم همیشه پرتِ توئه

من حواسم همیشه پرتِ توئه

احمد امیرخلیلی

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک