شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند،
به ماه می‌رسد؟
یا تنها...

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته
خواب طولانی‌
هر چه لیوان‌ها خالی
...

دست می‌کشم 
به پاره‌ی خمپاره در کشاله‌ی درد
پا...

«وقتی که بچه‌ بودم، روزها نقشه‌های زیادی در سر داشتم که هر شب بر بستر...

چیزی برای گفتنت هست؟
تا در نمِ دستمالِ گریه برویانی
چیزی که بگیرد و 
...

رها باشیم، بیا!
دست شویم در ازدحام مجسمه‌های روان 
دو دست ِ گرم فشرده...

شعرها

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

فرزانه قوامی

پرنده‌ی کوچك!

پرنده‌ی کوچك!

اقبال معتضدی

پنجره

پنجره

فروغ فرخزاد

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی