شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند،
به ماه می‌رسد؟
یا تنها...

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته
خواب طولانی‌
هر چه لیوان‌ها خالی
...

دست می‌کشم 
به پاره‌ی خمپاره در کشاله‌ی درد
پا...

«وقتی که بچه‌ بودم، روزها نقشه‌های زیادی در سر داشتم که هر شب بر بستر...

چیزی برای گفتنت هست؟
تا در نمِ دستمالِ گریه برویانی
چیزی که بگیرد و 
...

رها باشیم، بیا!
دست شویم در ازدحام مجسمه‌های روان 
دو دست ِ گرم فشرده...

تک نگاری

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

با چند خواب نصفه‌نیمه

با چند خواب نصفه‌نیمه

بهزاد خواجات

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

مجید عزیزی