شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به کجا می رود و یال بر‌افراخته رخش؟

به کجا می رود و یال بر‌افراخته رخش؟
رستم افتاده و با دشمن او ساخته رخش
رستم افتاده و اندوهِ وطن را دارد
سوی توران به هوای علفی تاخته رخش
کوفته سُم به زمین یال پریشان کرده
تیغ بر روی جوانان وطن آخته رخش
کوفته سُم به سرِ رستم و با دندانش
پهلوان را به ته چاه در انداخته رخش
مادیانی به کف آورده و کف‌ها بر لب
هر یلی آمده از دهکده نشناخته رخش

 

محمد میر

شعرها

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

همه در این آینه حضور دارند

همه در این آینه حضور دارند

احمدرضا احمدی