دامنم به‌دست باد
گیسو درو شده
خانه‌ام لرز بید می‌گیرد
وقتی تو نیستی
گلوبندم
صد هجای نگفته‌ست
از تو آغاز می‌شوم
ولوله‌ام را دست بنشان
بندرم بده
دامنی پرچین/ تا
خواب هزار طوفانت شود
هزار گیسو رها کند وُ
هزار خانه‌ی آباد

 

کلمات کلیدی : |

 شاعر : راضیه رضائی