شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مالیخولیا


با این‌همه کرانِ زخم
گُدارِ سرنوشتِ هیچ
با این‌همه پگاهِ چشم‌های سرخ
سوگوارِ شکوفه‌ی نارسِ مهتاب
با این‌همه گریبانِ چاکِ عشق
و گلویِ تشنه‌ی ماه
...
با این‌همه دلتنگی
 
آه... ای زندگی
زِهدانت را شکافتم
هزار بوسه‌ی عقیم        خوابیده بود در آن
     هزار آرزوی خاکستر.

هادی میرزانژاد موحد

شعرها

 کَلَکی در کار است

کَلَکی در کار است

روح‌ انگیز کراچی

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

زیر سایه‌ی یک درخت

زیر سایه‌ی یک درخت

محمدباقر کلاهی اهری

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس