شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر آسمانِ میان شانه هام

صدایم که می زنی

نامم تلو می خورد

به لکنت می افتد

به سنگ می گیرد

خودم را کجای خیابان گم کرده ام

که هر چه مرگ می ریزد از صدای مادرم

بیدار نمی شنوم

میخواهم صدایت بزنم

کسی به صدام سنگ میزند

سکوت می کنم

ناکجای این بوم درختیست

و حرف ها برای گفتن

بادی اگر به شاخه بگیرد

فهیمه جهان آبادی

شعرها

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

شاهنده سبحانی

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی